مبینا همایون زاده

آلباتروس پرنده ای تنها و رها
«میران چشم از صورتش برنداشت، نه لبخند زد، نه بغض کرد، فقط زمزمه کرد: وقتی بزرگ شدی، با هیچ کس دیگه ای ازدواج نکن، تا وقتی من بیام، تا وقتی که وقتش برسه، برام صبر کن باشه؟
ماهک اول خندید، آن خنده ی کوچکی که همیشه با تعجب می آمد. اما بعد ساکت شد، چیزی در نگاه میران بود که خنده را برد و جایش را به سکوتی داد که سنگین نبود، اما جدی بود، مثل عهدی که از قلب بر می خیزد.
ماهک سرش را به نشانه ی بله تکان داد، آرام، مثل بوسه ای که هنوز داده نشده و گفت: قول میدم، فقط تو.
میران نفسش را آهسته بیرون داد. انگار دنیا را به او داده بودند، و آن شب، ستاره ها از میان شاخه های درخت چیزی شبیه دعا شنیدند.
دعای دو کودک که درک کاملی از عشق نداشتند، اما می دانستند باید برایش تا سال ها بعد صبر کرد...»
بخشی از کتاب «آلباتروس»، نوشته ی خانم «مبینا همایون زاده» را می خوانید. نویسنده این کتاب را ساخته ی ذهن خود خطاب می کند و نام آن را از پرنده ای الهام گرفته است که عاشق تنهایی است و آن را بازتابی از شخصیت خود می داند. این کتاب با داستانی دلنشین و عاشقانه، به همراه تصاویری زیبا توسط «انتشارات ارشدان» چاپ شده و در دسترس عموم قرار گرفته است.
درباره نویسنده:
خانم «مبینا همایون زاده» در تاریخ یک خرداد هزار و سیصد و هشتاد و دو در مشهد متولد شده و هم اکنون ساکن تهران می باشد. او تحصیلات تکمیلی خود را در رشته تربیت بدنی آغاز کرده و پس از آن موفق به دریافت مدرک کارشناسی در زمینه عکاسی از دانشگاه معماری و هنر پارس تهران شد. ایشان که رویای نوشتن را از کودکی در سر می پروراند و از همان سنین، داستان کوتاه می نوشت، این رویا و علاقه را با چاپ کتاب حاضر به ثمر رساند.

خانم «مبینا همایون زاده» از بسکتبال به عنوان ورزش مورد علاقه ی خود نام میبرد و در پاسخ به سوال در مورد سرگرمی های مورد علاقه ی خود، از گیتار و گره خوردن روح خود با موسیقی وهمچنین، ساعت ها نشستن در سکوت بام تهران می گوید.
او از آقای «علی قاضی نظام» به عنوان نویسنده ی محبوب خود نام می برد. وی می گوید، زمانی که ایشان هنوز چندان شناخته شده نبود، من آثارش را دنبال می کردم.
ارتباط با نویسنده:
اینستاگرام: mimechzed@
نویسنده:
تاریخ انتشار: ۱۰:۳۹:۱۶ شنبه ۱۴۰۴/۱۱/۱۸
تعداد بازدید: 59
کلمات کلیدی: آلباتروس مبینا همایون زاده انتشارات ارشدان
Link: /news/مبینا-همایون-زاده4.html