سفارش تایپ و ترجمه از طریق تلگرام
ثبت نام کنید و سفارش دهید!
دوشنبه ۰۲ بهمن ۹۶
new order booklet store
ورود به سیستم
شناسه کاربری(ایمیل): گذرواژه: - فراموشی گذرواژه ؟
محاسبه فوری هزینه ترجمه
شما میتوانید با انتخاب زمینه و زبان ترجمه و وارد نمودن تعداد کلمات متنی که باید ترجمه شود، هزینه و زمان تحویل ترجمه را بدست بیاورید.
زمینه: زبان: تعداد کلمه:
پست الکترونیکی شما :
خبری شد، خبرتان میکنیم !

بیا تو و تا میتونی بخند، خنده حق شماست:)

سلام خوش امدی. لطفا اگه جوکی رو خوندی و خوشت اومد مدیونی اگه نچرخی تو اینترنت و یک جوک با حال اینجا ننویسی:)) شوخی کردم ولی اگه میتونی یک جوک برا ما بنویس تا هم ما و هم بقیه لذت ببرند :) راستی فقط جوک هایی بنویسید که اخلاقی باشن و به هیچ عنوان سیاسی نباشن. خوش بگذره

ارسال شده در ۱۱:۳۹:۴۱ سه شنبه ۹۱/۰۵/۲۴

سامان میگوید :

مارکوپولو در راه سفر به چین از سرزمینی عبور کرد که مردمانش عادت عجیبی داشتند ... آنها یک ماه از سال را مخفیانه غذا میخوردن

ارسال شده در ۱۹:۲۸:۲۱ پنجشنبه ۹۱/۰۵/۲۶

سامان میگوید :

آقا ما این دنیا رو بوسیدیم گذاشتیم کنار … حالا ول کن ما نمیشه … هی میره و میاد میگه یه بوس میدی !!!

ارسال شده در ۱۹:۴۰:۱۷ پنجشنبه ۹۱/۰۵/۲۶

سامان میگوید :

میگن تو جهنم فقط کارت شارژ ۱۰۰۰۰ تومانی میفروشن ! اونم با قیمت ۱۵۰۰۰تومن ! تازه وقتی رمز رو بزنی ، پیام میاداین کارت شارژ قبلا استفاده شده است ! حالا میگن تو بهشت ایرانسل پیام میده : با شارژ ۱۰۰۰ ریال دیگر ،۱۸۵۲۲۲۶۰۰۰ ریال اعتبار از ما هدیه بگیرید . . . حالا بازم گناه کن تا این روزا رو نبینی!

ارسال شده در ۱۹:۴۱:۱۲ پنجشنبه ۹۱/۰۵/۲۶

سامان میگوید :

لبخند همیشه زیبا نیست مخصوصا ً وقتی که یه تیکه سبزی لا دندونت گیر کرده ! تخمه سیاه حتی !

ارسال شده در ۱۹:۴۱:۲۹ پنجشنبه ۹۱/۰۵/۲۶

سامان میگوید :

یه روز به بابام گفتم:سلام گفت علیک سلام ههههههههههههههههه.

ارسال شده در ۱۹:۴۱:۴۳ پنجشنبه ۹۱/۰۵/۲۶

سامان میگوید :

به یارو میگن اگه رفتی دم یخچال چی میخوری؟ میگه:یه لگد و یه پس گردنی.....

ارسال شده در ۱۹:۴۱:۵۵ پنجشنبه ۹۱/۰۵/۲۶

سامان میگوید :

رفتم مرغ خریدم ! یه دفه یه گدایی اومد جلومو گرفت گفت مبارک باشه شیرینییشو نمیدی ؟

ارسال شده در ۱۹:۴۲:۰۸ پنجشنبه ۹۱/۰۵/۲۶

سامان میگوید :

کولرو روشن میکنی سردت میشه ... خاموش میکنی گرمت میشه ... مسئولین رسیدگی کنن !

ارسال شده در ۱۹:۴۲:۱۹ پنجشنبه ۹۱/۰۵/۲۶

سامان میگوید :

ای کاش وقتی بچه بودم جوجه رنگیام با ندونم کاری نمی کشتم ... وگرنه الان یه بوگاتی و یه ویلا تو سواحل اسپانیا داشتم ، ووالااااااا ...

ارسال شده در ۱۹:۴۲:۳۵ پنجشنبه ۹۱/۰۵/۲۶

سامان میگوید :

دیشب خواب دیدم ازدواج كردم ؛ صبح بلند شدم صدقه دادم !

ارسال شده در ۱۹:۴۲:۴۵ پنجشنبه ۹۱/۰۵/۲۶

سامان میگوید :

وقتی مامانم خونه نیست یکی از تفریحات سالمم اینه که میرم در یخچال رو اینقدر باز میزارم تا صدای آلارمش دربیاد بعد میگم : حالا هی زر بزن هیشکی به دادت نمی رسه ! میدونین حسش مث کتک زدن بچه لوس مهمون دور از چشم پدر مادرشه !

ارسال شده در ۱۹:۴۳:۰۷ پنجشنبه ۹۱/۰۵/۲۶

سامان میگوید :

یه ساندویچ خریدم الان روش با فونت 36 نوشته با سس یك نفره ی رایگان !!! انگار مثلا بلیط سفر به پاریس گذاشته باشه توش !!!

ارسال شده در ۱۹:۴۳:۲۴ پنجشنبه ۹۱/۰۵/۲۶

سامان میگوید :

انقد بدم میاد پسرا پا به پای دخترا لوسی حرف میزنن دختر میگه چطوری عجقم ؟؟؟ اونم با 140 کیلو وزن و 7 کیلو پشم میگه قفونت عجقم !

ارسال شده در ۱۹:۴۳:۴۸ پنجشنبه ۹۱/۰۵/۲۶

سامان میگوید :

داداشم گفت : امروز صبح وایسادم کنار خیابون تاکسی بگیرم ، یه لکسوز کنارم وایساد ؛ ما رو میگی خودمونو جمع جور کردم و با خودم گفتم بابا تو این شهر هم پیدا میشن کسانی که جلوی ما پسرا ترمز کنن که یهو در باز شد و دیدم مامانه شلوار بچه شو کشیده پایین میگه جیش کن پسرم جیش کن آفرین !!!

ارسال شده در ۱۹:۴۴:۱۶ پنجشنبه ۹۱/۰۵/۲۶

سامان میگوید :

یارو دستش شکسته بود از دکتر پرسید من بعد از باز کردن گچ میتونم ویلن بزنم؟دکتر:بله، _چه خوب چون قبلاً نمیتونستم!!!

ارسال شده در ۱۹:۴۵:۰۵ پنجشنبه ۹۱/۰۵/۲۶

سامان میگوید :

زنه زنگ میزنه برنامه خانواده میگه به اقایون بگین یه چیز کوچیکو بزرگ نکنن بیافتن به جون ما زنا!!!

ارسال شده در ۰۰:۰۲:۴۰ یکشنبه ۹۱/۰۵/۲۹

رضا میگوید :

بابام داشت جلوی تلویزیون نماز میخوند، منم داشت دنبال بازی امریکا با لیتوانی میگشتم. از بین کانال ها تو یه کانال داشت شیرجه ی خانم ها رو نشون میداد! یه دفعه بابام یه الله اکبر گفت که تنه استکبار جهانی لرزیییییید!!!! من :| بابام در حال نگا کردن بانوان در نماز :)) خدا :| استکبار جهانی :

ارسال شده در ۰۰:۰۳:۳۷ یکشنبه ۹۱/۰۵/۲۹

فرید میگوید :

یارو مداحه اومده بود تو محله داشت سوسن خانم رو اجرا می کرد با ریتم: حرم طلا… امام حسین… میمیرم برات… میخوام بیام دم حرمتون… دس بزنم به ضریحتون! ملت نمیدونستن باید سینه بزنن یا قر بدن؟! به قول برو بکس ادامه شعر هم باید اینطوری بوده باشه: شدم عاشق شمشیرتون، میخوام بیام در رکابتون، حالا میخوام بیام جنگ بکنم،نگو نه، نگو نمیشه، این قلب من عاشقته عاشقترم می شه… حالا جنگ! خون! کو اعظم؟ بابا اس مش یزیده نهاعظم! حالا یزیده, وزیده, خزیده، پزیده!!!! هر چی باشه یزید باشه! یزید خره یه دونه باشه! کفشای سیاه پاشه!

ارسال شده در ۰۰:۰۴:۳۵ یکشنبه ۹۱/۰۵/۲۹

سحر میگوید :

یک دانشجوی عاشق سینه چاک دختر همکلاسیش بود. بالاخره یک روزی به خودش جرات داد و به دختر راز دلش رو گفت و از دختره خواستگاری کرد. . . . اما دختر خانوم داستان ما عصبانی شد و درخواست پسر رو رد کرد. بعدم پسر رو تهدید کرد که اگر دوباره براش مزاحمت ایجاد کنه، به حراست میگه... روزها از پی هم گذشت و دختره واسه امتحان از پسر داستان ما یک جزوه قرض گرفت و داخلش نوشت : ” من هم تو رو دوست دارم، من رو ببخش اگر اون روز رنجوندمت “ اگر منو بخشیدی بیا و باهام صحبت کن و دیگه ترکم نکن. . . ولی پسر دانشجو هیچوقت دیگه باهاش حرف نزد. . . چهار سال آزگار گذشت و هر دو فارغ التحصیل شدند. اما پسر دیگه طرف دختره نرفت.!! . . نتیجه اخلاقی این ماجرا . . . . . . . . . . . . . . . پسرهای دانشجو هیچوقت لای کتاب ها و جزوه هاشون رو باز نمیکنند.

ارسال شده در ۰۰:۰۵:۱۰ یکشنبه ۹۱/۰۵/۲۹

مرضیه میگوید :

یارو نصفه شبی مزاحم شده بود!!! برداشتم ميگم بعله؟؟ ميگه خوابيدي؟ ميگم نه اينجا هواروشنه ميگه:عــــه؟ مگه کوجايي؟؟ گفتم من ايتاليام ... يارو ترسيد شارژش تموم بشه قطع کرد ديگه زنگ نزد :))))

ارسال شده در ۰۰:۰۶:۰۱ یکشنبه ۹۱/۰۵/۲۹

جوک نویس میگوید :

دوستم تعریف میکرد پسرخالش رفته بوده خواستگاری , توی صحبت دونفره، دختره بهش گفته: راستش من قصد ازدواج ندارم پسرخالش گفته: منم اومده بودم خونه تون میوه بخورم برم خخخخخخخ

ارسال شده در ۰۰:۰۷:۲۸ یکشنبه ۹۱/۰۵/۲۹

جوک نویس میگوید :

این دفعه تو اتوبان اگه داشتین می رفتین دیدین یه 206 سفید پیچید جلوتون، پشتشم یکی از ماشینای گشت نامحسوس داره تعقیبش می کنه، افسره تا کمر اومده بیرون، داره سعی می کنه به لاستیکش شلیک کنه، سرنشینای 206 هم مرتب دارن یه سری چیز میز از پنجره می ریزن بیرون، هول نکنین! شما شاهد تعقیب و گریز قاچاقچی های مواد مخدر تو مکزیک نیستین، 206 داشته روزه خوری می کرده، اونایی هم که پرت می کنه بیرون چیپس و ماست موسیره نه ماری جوآنا!

ارسال شده در ۰۰:۰۸:۱۶ یکشنبه ۹۱/۰۵/۲۹

مریم میگوید :

از راهنمایی های حیف نون به بچه اش با هرکس به اندازه ی شعورش برخورد کن نه به اندازه ی شعورت ! . . . مناجات حیف نون : خدایا می شه ما رو امتحان کنی ببینی جنبه پولدار شدنو داریم یا نه !؟ . . . خسیسه به زنش میگه امروز جون یه نفر رو نجات دادم زنش میگه مگه چیکار کردی ؟ میگه به 1 فقیر ده هزار تومان دادم دیدم داره از خوشحالی میمیره ازش گرفتم ! . . . باتوجه به نزدیک شدن قیمت نان به سکه بزودی ربع نان ، نیم نان ، تمام نان طرح قدیم (برشته) تمام نان طرح جدید (دورخمیری) عرضه میگردد ! . . . کلاغه میگه قار قار ننه ش میگه زهرمار باباش میگه ولش کن چادر سیاه سرش کن از خونه بیرونش کن ! (از شاعران گمنام دهه شصت) . . . طبق آخرین آمار معروفترین برج دنیا برج زهرمار است که بعضیها برای دیگران می سازند !

ارسال شده در ۰۰:۱۲:۲۳ یکشنبه ۹۱/۰۵/۲۹

زهرا میگوید :

تا حالا دقت کردین اگه بخوای 10 تومن از عابر بانک بگیری, 60 نفر تو صف با حقارت نگات میکنن . حالا روزی که 200 تومن میگیری , تا نیم مایلی, خر هم پر نمیزنه! .

ارسال شده در ۰۰:۱۲:۵۹ یکشنبه ۹۱/۰۵/۲۹

زهرا میگوید :

یکی دکتر میشه.. یکی مهندس میشه.. . . . . منم درس عبرت شدم برا بقیه!!!

ارسال شده در ۰۰:۱۳:۳۴ یکشنبه ۹۱/۰۵/۲۹

جوک نویس میگوید :

شونه آدم که هیچی … شونه تخم مرغم پیدا نمیشه سرمونو بذاریم روش یه دل سیر گریه کنیم !

ارسال شده در ۰۰:۱۴:۲۱ یکشنبه ۹۱/۰۵/۲۹

جوک نویس میگوید :

در یخچال ارتباط مستقیم با حال و روحیه آدم داره : وقتی خوشحالی میری در یخچالو وا میکنی وقتی ناراحتی میری در یخچالو وا میکنی وقتی کسلی میری در یخچالو وا میکنی داری با تلفن حرف میزنی میری در یخچالو وا میکنی وقتی نمیدونی چته میری در یخچال و وا میکنی اَصَن باز کردن الکی در یخچال یه حالی میده !!!

ارسال شده در ۰۰:۱۵:۲۲ یکشنبه ۹۱/۰۵/۲۹

محبوبه میگوید :

بهترین لحظه زمانیست که فکر میکنی فراموشت کردم اما ناگهان اس ام اسی میرسه که فکر میکنی منم اما میبینی ایرانسل بوده !

ارسال شده در ۰۰:۱۵:۵۵ یکشنبه ۹۱/۰۵/۲۹

arghavan میگوید :

یه آبادانیه و یه یارو میرن شبونه یک دیوار رو خراب کنند. آبادانیه میگه: تو چراغ رو بگیر من پتک میزنم. آبادانیه یک پتک که میزده یک آجر می افتاده. یارو میگه: بیا تو چراغ بگیر تا من پتک بزنم. آبادانیه میره چراغ بگیره و یارو با یک ضربه تمام دیوارو میریزه پایین ! آبادانیه میگه : ولک حال کردی....اینطوری چراغ میگیرنا!!

ارسال شده در ۲۳:۰۸:۵۰ یکشنبه ۹۱/۰۵/۲۹

arghavan میگوید :

یه آبادانیه و یه یارو میرن شبونه یک دیوار رو خراب کنند. آبادانیه میگه: تو چراغ رو بگیر من پتک میزنم. آبادانیه یک پتک که میزده یک آجر می افتاده. یارو میگه: بیا تو چراغ بگیر تا من پتک بزنم. آبادانیه میره چراغ بگیره و یارو با یک ضربه تمام دیوارو میریزه پایین ! آبادانیه میگه : ولک حال کردی....اینطوری چراغ میگیرنا!!

ارسال شده در ۲۳:۰۹:۵۳ یکشنبه ۹۱/۰۵/۲۹

arghavan میگوید :

تنهایی یعنی اینکه وقتی برات اس ام اس میاد ، مطمئن باشی که از طرف ایرانسله !

ارسال شده در ۲۳:۱۰:۱۳ یکشنبه ۹۱/۰۵/۲۹

arghavan میگوید :

من هروقت حس درس خوندن بهم دست میده،5 دقیقه دراز می کشم برطرف میشه

ارسال شده در ۲۳:۱۳:۵۰ یکشنبه ۹۱/۰۵/۲۹

arghavan میگوید :

طریقه کسب درآمد از فیسبوک \" برید تو قسمت Account بعدش برید توی Account setting بعد برید پایینِ پایین این گزینه رو انتخاب کنید deactivate اکانت خود را غیر فعال کنید و برید سر کار و زندگیتون و کسب در آمد کنید ...

ارسال شده در ۲۳:۱۴:۲۹ یکشنبه ۹۱/۰۵/۲۹

arghavan میگوید :

یه کشیشی داشته توی یه بیابون می رفته، میفته تو یه چاه. هی داد زد خدایا کمکم کن خدا کمکم کن. یه ماشین آتش نشانی اومد، یه طناب انداخت و گفت طنابو بگیر بیا بالا. کشیش گفت ولم کن فقط خدا باید کمکم کنه، خدا بهم کمک می کنه. گفت طنابو بگیر بابا همینجا میمیریا. گفت نه خدا به من کمک می کنه. کشیش میمیره میره اون دنیا به خدا میگه خدا من این همه به تو ایمان داشتم این همه عبادت کردم، چرا کمکم نکردی؟ خدا بهش گفت آخه بی پدر و مادر، تو نگفتی ماشین آتش نشانی وسط بیابون چیکار میکنه !!!

ارسال شده در ۲۳:۱۶:۲۷ یکشنبه ۹۱/۰۵/۲۹

khosro میگوید :

اعتراف می کنم یه بار پسر همسایه چهارسالمونو با باباش تو خیابون دیدم گفتم سلام نوید چطوری؟ دیدم بچهه تحویلم نگرفت باباهه خندید اومدم خونه به مامانم گفتم نوید ماشالا چقد بزرگ شده! مامان گفت نوید کیه؟ گفتم: پسر آقای ... گفت اون اسمش پارساست اسم باباش نویده

ارسال شده در ۲۳:۱۷:۴۶ یکشنبه ۹۱/۰۵/۲۹

khosro میگوید :

پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، باتعجب دید که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چیز جمع و جور شده. یک پاکت هم به روی بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترین پیش داوری های ذهنی پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند : پدر عزیزم، با اندوه و افسوس فراوان برایت می نویسم. من مجبور بودم با دوست دخترجدیدم فرار کنم، چون می خواستم جلوی یک رویارویی با مادر و تو ...رو بگیرم.من احساسات واقعی رو با نازنین پیدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما میدونستم که تو اون رو نخواهی پذیرفت، به خاطر تیزبینی هاش، خالکوبی هاش ،لباسهای تنگ موتور سواریش و به خاطر اینکه سنش از من خیلی بیشتره. اما فقط احساسات نیست، پدر. اون ... حامله است. نازنین به من گفت ما می تونیم شاد و خوشبخت بشیم. اون یک تریلی توی جنگل داره و کُلی هیزم برای تمام زمستون. ما یک رؤیای مشترک داریم برای داشتن تعداد زیادی بچه. نازنین چشمان من رو به روی حقیقت بازکرد که ماریجوانا واقعاً به کسی صدمه نمی زنه. ما اون رو برای خودمون میکاریم، و برای تجارت با کمک آدمای دیگه ای که توی مزرعه هستن، برای تمام کوکائینها و اکستازیهایی که می خوایم. در ضمن، دعا می کنیم که علم بتونه درمانی برای ایدز پیدا کنه، و نازنین بهتر بشه. اون لیاقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 21 سالمه، و می دونم چطور از خودم مراقبت کنم. یک روز،مطمئنم که برای دیدارتون بر می گردیم، اونوقت تو می تونی نوه های زیادت روببینی. با عشق، پسرت، . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . پاورقی: پدر، هیچ کدوم از جریانات بالا واقعی نیست، من بالا هستم تو خونه علی.فقط می خواستم بهت یادآوری کنم که در دنیا چیزهای بدتری هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روی میزمه. دوسِت دارم! هروقت برای اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن

ارسال شده در ۲۳:۱۹:۵۱ یکشنبه ۹۱/۰۵/۲۹

جوک جوک جوک جوکجوک جوک جوک جوکجوک جوک جوک جوکجوک جوک جوک جوکجوک جوک جوک جوکجوک جوک جوک جوکجوک جوک جوک جوکجوک جوک جوک جوکجوک جوک جوک جوکجوک جوک جوک جوکجوک جوک جوک جوکجوک جوک جوک جوکجوک جوک جوک جوکجوک جوک جوک جوکجوک جوک جوک جوکجوک جوک جوک جوکجوک جوک جو میگوید :

ميگن يه روز جبرئيل ميره پيش خدا گلايه ميکنه که: آخه خدا، اين چه وضعيه آخه؟ ما يک مشت ايرونی داريم توی بهشت که فکر ميکنن اومدن خونه باباشون! به جای لباس و ردای سفيد، همه شون لباس های مارک دار و آنچنانی ميخوان! هيچ کدومشون از بالهاشون استفاده نميکنن، ميگن بدون \'بنز\' و \'ب ام و\' جايی نميرن! اون بوق و کرنای من هم گم شده... يکی از همين ها دو ماه پيش قرض گرفت و رفت ديگه ازش خبری نشد! آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو زدم... امروز تميز ميکنم، فردا دوباره پر از پوست تخمه و هسته هندونه و پوست خربزه است! من حتی ديدم بعضيهاشون کاسبی هم ميکنن و حلقه های بالای سرشون رو به بقيه ميفروشن . خدا ميگه: ای جبرئيل! ايرانيان هم مثل بقيه، فرزندان من هستند وبهشت به همه فرزندان من تعلق داره. اينها هم که گفتی، خيلی بد نسيت! برو يک زنگی به شيطان بزن تا بفهمی درد سرواقعی يعنی چی!!! بهشت و جهنم جبرئيل ميره زنگ ميزنه به جناب شيطان... دو سه بار ميره روی پيغامگير تا بالاخره شيطان نفس نفس زنان جواب ميده: جهنم، بفرماييد؟ جبرئيل ميگه: آقا سرت خيلی شلوغه انگار؟ شيطان آهی ميکشه و ميگه: نگو که دلم خونه... اين ايرونيها اشک منو در آوردن به خدا! شب و روز برام نگذاشتن! تا روم رو ميکنم اين طرف، اون طرف يه آتيشی به پا ميکنن! تا دو ماه پيش که اينجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتيش بازی!... حالا هم که... ای داد!!! آقا نکن! بهت ميگم نکن!!! جبرئيل جان، من برم .... اينها دارن آتيش جهنم رو خاموش ميکنن که جاش کولر گازی نصب کنن!!

ارسال شده در ۰۲:۳۰:۱۳ دوشنبه ۹۱/۰۵/۳۰

جوک نویس میگوید :

یه مرد خجالتی میره توی یه کافه تریا. چند دقیقه که میشینه توجهش نسبت به یه دختر خوشگل که کنار میز بار نشسته بوده جلب میشه. مرد نیم ساعت با خودش کلنجار میره و بالاخره تصمیمشو میگیره و میره سراغ دختر و با خجالت و آروم بهش میگه: ممم... میتونم کنار شما بشینم و یه گپی با همدیگه بزنیم؟ یهو دختر داد میزنه: چی؟! من هرگز امشب با تو نمی خوابم. همه مردم برمیگردن و چپ چپ به مرد نگاه می کنن. مرد سرخ میشه و سرشو میندازه پایین و با شرمندگی میره میشینه سر جاش. بعد از چند دقیقه دختر میره کنار مرد میشینه و با لبخند میگه: من معذرت میخوام. متاسفم که تو رو خجالت زده کردم. راستش من فارغ التحصیل روانپزشکی هستم و دارم روی عکس العمل مردم در شرایط خجالت آور تحقیق می کنم. یهو مرد داد میزنه: چی؟! منظورت چیه که 200 دلار برای یه شب می گیری؟

ارسال شده در ۲۲:۱۶:۳۳ چهارشنبه ۹۱/۰۶/۰۱

جوک نویس میگوید :

می دونی رمز موفقیتِ سگ ها در چیه ؟ توانایی در ابراز احساسات و تشکر و قدردانی از کسانی که به آنها محبت می کنند

ارسال شده در ۲۲:۱۹:۰۵ چهارشنبه ۹۱/۰۶/۰۱

جوک نویس میگوید :

در اوزاکای ژاپن ، شیرینی‌سرای بسیار مشهوری بودشهرت آن به خاطر شیرینی‌های خوشمزه‌ای بود که می‌پخت . مشتری‌های بسیار ثروتمندی به این مغازه می‌آمدند ، چون قیمت شیرینی‌ها بسیار گران بود. صاحب فروشگاه همیشه در همان عقب مغازه بود و هیچ وقت برای خوش‌آمد مشتری‌ها به این طرف نمی‌آمد ، مهم نبود که مشتری چقدر ثروتمند است. یک روز مرد فقیری با لباس‌های مندرس و موهای ژولیده وارد فروشگاه شد و عمداً نزدیک پیش‌خوان آمد، قبل از آن‌که مرد فقیر به پیشخوان برسد، صاحب فروشگاه از پشت مغازه بیرون پرید و فروشندگان را به کناری کشید و با تواضع فراوان به آن مرد فقیر خوش‌آمد گفت و با صبوری تمام منتظر شد تا آن مرد جیب‌هایش را بگردد تا پولی برای یک تکه شیرینی بیابد. صاحب فروشگاه خیلی مؤدبانه شیرینی را در دست‌های مرد فقیر قرار داد و هنگامی که او فروشگاه را ترک می‌کرد، صاحب فروشگاه همچنان تعظیم می‌کرد وقتی مشتری فقیر رفت، فروشندگان نتوانستند مقاومت کنند و پرسیدند که در حالی که برای مشتری‌های ثروتمند از جای خود بلند نمی‌شوید، چرا برای مردی فقیر شخصاً به خدمت حاضر شدید؟ صاحب مغازه در پاسخ گفت: مرد فقیر همه‌ی پولی را که داشت برای یک تکه شیرینی داد و واقعاً به ما افتخار داد این شیرینی برای او واقعاً لذیذ بود. شیرینی ما به نظر ثروتمندان خوب است، اما نه آنقدر که برای مرد فقیر، خوب و باارزش است.

ارسال شده در ۲۲:۲۱:۵۹ چهارشنبه ۹۱/۰۶/۰۱

جوک نویس میگوید :

سيگار بکش.....مست کن........بغض کن........گريه کن.........اصن دق کن.......!!! ولي با ادم بي ارزش درد و دل نکن.....همين!!

ارسال شده در ۲۲:۲۷:۴۴ چهارشنبه ۹۱/۰۶/۰۱

جوک نویس میگوید :

غضنفر آهنگ خالی گوش می کرده میزنه زیر گریه میگن چرا گریه می کنی؟ با بغض میگه آخه خوانندش لاله ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ یک روز یارو 1 لیوان خاکشیر می خوره به خاطره اینکه ته نشین نشه تا شب پشتک میزنه -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- به یارو ميگن تو که روزه نمي‌گيري، چرا سحري مي‌خوري؟ ميگه نماز که نخونم،... روزه که نگيرم... سحري هم نخورم؟ بابا مگه من کافرم؟ -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- غضنفر در دادگاه محاکمه میشد وکیل مدافع هنگام دفاع از غضنفر گفت : جناب قاضی ، مردی که شما محاکمه اش میکنید پدری مهربان ، انسانی شریف ، آدمی با وقار ،مردی درست کارو پاکدامن و شهروندی با انضباط ومطیع قانون است.غضنفر در این هنگام به وکیلش اعتراض کرد و گفت : آقای وکیل تو از من پول گرفته ای ، حالا داری از یک نفر دیگر دفاع میکنی --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- دعاي پاس كردن ترم= الهي ادركني پاسن ترمي به نمرتن دهي و گاهن دوازدهي و حفضن من مشروطي و فلجن استادي و لغون امتحاني الهي امين -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- مهريه در سال ١٣٩1 : ١٢٤ نان سنگك طرح قديم ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- قاضی: چرا با سر زدی توی صورت دوستت؟ غضنفر: جناب قاضی! خودش خواست، هر وقت من را می‌دید، می‌گفت یک سری به ما بزن ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- زن و مرد جوانی به مناسبت تموم شدن خونه جدیدشون دوستانشون را دعوت کرده بودند.بعد از اینکه تمام خونه را به دوستانشون نشون دادند یکی ازشون پرسید : خونه خیلی قشنگیه مبارکتون باشه ولی چرا تمام اتاقها را گرد درست کرده‌اید. مرد جوان جواب داد : راستش را بخواهید قبل از اینکه خونه‌مان را بسازیم مادر زنم بهم گفت: مادر جون تو را ب...ه خدا، فکر یک گوشه از خونه را واسه من هم بکنید ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ غضنفر یخچال میخره. زنش میگه: پس آنتنش کو؟ پسرش میگه: مگه کولره که آنتن داشته باشه!!! ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ مثبت اندیشی یعنی اگه گنجشکی روی سرت خراب کاری کرده، بگی:خدا را شکر که گاو پرواز نمیکنه ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ غضنفر میره دزدی، صاحب‌خونه پا میشه میگه کیه اون جا؟ غضنفر میگه: هیشکی، گربه‌ست، بعععععع -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- حیف نون می پرسن نظرت راجع به زلزله چیه؟ می گه طرح خوبیه، تکان دهنده است! --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- بزرگترین ضد حال میدونی چیه؟ کچله بره مو بکاره اسمش برای حج در بیاد ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- به نفرمیگن: اگه سردت باشه، جه کار می کنی؟ میگه: نزدیک بخاری می نشینم. میگن: اگه خیلی سردت باشه چی؟ میگه: به بخاری می چسبم. میگن: اگه خیلی خیلی سردت باشه چطور؟ میگه: بخاری رو روشن می کنم! ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- غضنفر تو ماشینش داشت رادیو پیام گوش می داد. رادیو میگه: یه نفر داره بزرگراه رو برعکس رانندگی می کنه. غضنفر میگه: آره! یکی دو نفر هم نیستن، همه دارن برعکس می یان‌! --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- یه نفر میخواسته آتش نشان بشه توی آزمون استخدامی ازش میپرسند اگر جنگل آتش بگیره و اون اطراف آب نباشه چه کار میکنی؟ میگه: هیچی تیمّم می کنیم ! -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- يك ژايني بعد از 15 سال به يك مورچه ياد ميده كه با چوب غذا بخوره بد اون رو مياره تو ميدان تا به مردم نشان بده مردم هم دور تادور ميايستن تا نگاه كنند غضنفر داشته از اونجا رد مي شده مي بينه همه عقب وايستادن و يك مورچه هم اون وسط هست ميره باپا مورچه رو له ميكنه ميگه اخه مورچه هم ترس داره!!! --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- به غضنفر ميگن اين شعر از كيه : سعديا مرد نكونام نميرد هرگزميگه نميدونم يه راهنمائي بكنيد.... ميگن اسم شاعر تو خود شعره ميگه : اهان فهميدم .. جواد نكونام --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- نامه یه نفر به نامزدش:ازدوریت میخوام گریه کنم اما یاده قیافت میوفتم خندم میگیره ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- غضنفر داشته از کنار يک چاه رد ميشده ميبينه يکي از ته چاه داد ميکشه کمک کنيد,ترو خدا کمک کنيد...غضنفر به توي چاه جواب ميده اخه احمق جان ته چاه جاي گدايي کردنه؟ -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- به غضنفر میگن از کدوم شبکه بیشتر خوشت میاد؟ میگه شبکه سه. میگن چرا؟ میگه آخه روش عکس سه تا نون بربریه! ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- یه نفر تلویزیون می خره فرداش کنترلشو می بره پس می ده می گه: اقا این ماشین حسابه توش بود به ما حروم خوری نیومده --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ه غضنفر میگن یک تصویر غمناک بکش غضنفر یک نون بربری سوخته می کشه!! ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ تهرانیه ميره مكه ، جلوي كعبه داشت اشك مي ريخت و مي گفت: خدايا! منو ببخش ،توبه! بهت قول ميدم ديگه واسه ...ا جك نگم. خدايا منو ببخش .... خلاصه تو همين حال و هوا بود كه غضنفر ميزنه رو شونه اش ميگه: داداش؟گيبله كودوم وره؟؟؟؟ ، تهرانيه با ناله داد ميزنه: خداياااااااا!!!!! خاطره كه مي تونم تعريف كنممممم؟؟ ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- به غضنفر ميگن شما همهتون اينقدر ساده ايد ميگه نه راه راهمون هم تو افريقا پيدا مي شه ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- غضنفر روي ريل راه اهن ميخوابه بهش ميگن چرا اينجا خوابيدي ؟ ميگه ميخواهم خود كشي كنم. ميگن بس ان نان بربري چيه دستت؟ ميگه بر فرض قطار نيامد من اينجا از گشنگي بميرم ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- دو تا خسیس شيرجه ميزنن تو آب ميگن هر کس زودتر سرش از آب اومد بيرون بايد شام بده هنوز جسد هيچکدومشونو پيدا نکردن -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد........ از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟ گفت آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيست ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- دوست من کسي است که در کنار او بتوانم با صداي بلند فکر کنم. ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- اگه يه روز بهت گفتند 1000 نفر دوستت داره،بدون اوليش منم. اگه يه روز بهت گفتند 100 نفر دوستت داره،بدون اوليش منم. اگه يه روز بهت گفتند 10 نفر دوستت داره،بدون اوليش منم. اگه يه روز بهت گفتند 1 نفر دوستت داره،بدون اون يه نفر منم. اگه يه روز بهت گفتند کسي دوستت نداره،بدون من مردم!!! --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- عزیزم اصلا ناراحت نباش اندی یه آلبوم جدید داده بیرون... از این به بعد تو هم می تونی برقصی...کلیپش اینه :: منگلا باید برقصن...منگلا باید برقصن -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- انسان تنها مخلوقي ست كه نمي خواهد همان باشد كه هست -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- عزيزم چشماي تو مثل درياست اجازه مي دي توش جورابمو بشورم -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- برروي سنگ سفيدي نشسته بودم وآمدنت را به انتظار ميکشيدم وباد آمدنت را به گوشجان نواخت و تو آمدي پاهايم لرزيد و صورتم سرخ شد و آنگاه سيفون راکشيدم وتو را آببرد --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- افلاطون ميگه : اگه با دلت چيزي يا کسي رو دوست داري زياد جدي نگيرش چون ارزشي نداره چون کار دل دوست داشتنه مثل کار چشم که ديدنه اما اگه يه روز با عقلت کسي رو دوست داشتي اگه عقلت عاشق شد بدون که داري چيزي رو تجربه ميکني که اسمش عشقه ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- به غضنفر مي گن شما به تمساح چي مي گين ؟ ميگه ما غلظ بكنيم به ايشون چيزي بگيم. ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- غضنفر ميره ساندويچي، ميگه: ببخشيد بندري داريد؟ يارو ميگه: بعله. تركه ميگه: پس قربون دستت، ‌بگذار يك حالي بكنيم! --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- غضنفر شبا يه ليوان خالي بالا سرش ميذاشته و مي خوابيده ازش مي پرسن آخه چرا اينجوري مي كني؟ ميگه : خوب يه موقع نصفه شب از خواب پا شم ببينم تشنم نيست .. اونوقت چيكار كنم؟

ارسال شده در ۲۰:۵۱:۵۹ شنبه ۹۱/۰۶/۰۴

جوک نویس میگوید :

یه روز یک منگول زیر یک خره خوابیده بوده ازش می پرسنداینجاچکارمی کنی میگه پدرم وصیت کرده زیرسایه عموت باش. ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- یک منگول با زیرشرواری میره مسافرت میگه همه ایران سرای من است. ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- یه منگول ماکسیما میخره پشتش خورجین میزاره. ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- منگول میره بقالی،‌ می‌بینه رو دیوار بزرگ نوشتن: علی با ماست! حسن با ماست! حسین با ماست!میگه: ببخشید اقا، شما ماست خالی ندارید؟ ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- یک روز به یک منگول میگن کجا به دنیا اومدی میگه از لپ لپ در اومدم. ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- تلوزیون داشته گل خداداد رو به استرالیا نشون میداده منگول نگاه میکرده.دوسه بارکه صحنه آهسته رونشون میده منگول شاکی میشه/میگه :حالا انقدر نشون میده تا دروازه بان بگیردش. ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- یک روزیه منگول به یک مردی بر میخوره میگه اگر بگی چه میوه ای تو دست منه وچند تاست هر چهار تا سیب رو بهت میدم . ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- منگول تو دست شویی بی هوش میشه…وقتی به هوش میاد میگه من کییم اینجا کجاس کی منو ریده… ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- یک روز یک منگول کفترهاش گم می شن تو روزنامه آگهی میده بیه…..بیه… ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- یه روز یه منگول تلویزیون رنگی دستش بود داشت رد میشود به مردم تو خیابان گفت کنار کنار رنگی نشید. ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- دو تا منگول میرن قله اورست رو فتح کنن وسط راه سردشون میشه برای اینکه گرمشون بشه به خودشون تلقین میکنن هوا گرم. بعد از ۱ هفته روزنامه ها تیتر میزنن ۲ منگول در ارتفاعات هیمالیا بر اثر گرمازدکی جان دادن. ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- یه منگول میفته داخل چاه داد میزنه کمک یه نفر طناب میندازه پایین ترکه رو میکشه بالا میبینه مرده بعدا معلوم میشه طناب رو بسته دور گردنش. ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- منگول میگن نظر شما راجع به ازدواج فامیلی چیه؟ میگه : چیز خوبیه , ازدواجای خونواده ی ما همشون فامیلی فامیلی بودن , مثلا داییم , زن داییمو گرفت , عموم زن عمومو گرفت ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- منگول میره لباس فروشی،‌میگه:‌ببخشید شلوار نخی دارید؟ یارو میگه:‌بعله. منگول میگه: بی‌زحمت دونخ بدین!!! ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- منگول مهم میشه زیرش خط میکشن، تو امتحان میاد!!! ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- از منگول میپرسن: چند تا بچه داری؟ ۴ تا از انگشتاشو نشون میده، میگه: ۳ تا!! ملت کف میکنن، میگن: بابا اینا که ۴تاست؟ منگول انگشت کوچیکشو نشون میده، میگه: این بچة همسایمونه، ولی همیشه خونة ماست!!!

ارسال شده در ۲۰:۵۲:۴۹ شنبه ۹۱/۰۶/۰۴

جوک نویس میگوید :

يکي مي ره استاديوم جاي اينکه فوتبال نگاه کنه مرتب بالا سرشو با تعجب نگاه مي کرده. بهش مي گن چرا فوتبال نگاه نمي کني؟ مي گه: دنبال کلمه پخش زنده مي گردم! -------------------------------------------------------------------------------- يکي سوار اتوبوس ميشه، ميره يک گوشه واميسته. راننده بهش ميگه: آقا اين همه صندلي خالي، چرا نميشيني؟ يکي ميگه: حالا صبر کن، دو دقيقه ديگه همين يک ذره جا هم پيدا نميشه!! -------------------------------------------------------------------------------- يکي ميره تو جنگل مي بينه روباهه خوابه ميگه خوب شدخواب بود و گرنه گولم ميزد! -------------------------------------------------------------------------------- آرزوي 3 حيوان: جوجه تيغي:نازش كنن پاندا:عكس رنگي بگيره! گوسفند:جلوي وانت بشينه -------------------------------------------------------------------------------- سرهنگه داشته امتحان رانندگي مي‌گرفته. از يارو مي‌پرسه: اگه يه نفر وسط خيابون بود، بوق ميزني يا چراغ؟ طرف ميگه: برف پاك كن جناب سرهنگ! سرهنگه كف مي‌كنه مي‌پرسه: يعني چي؟ ميگه: جناب سرهنگ،‌ يعني يا برو اين طرف يا برو اون طرف!! -------------------------------------------------------------------------------- يارو گاوداري داشته، مامور بهداشت مياد ميگه به گاوات غذا چي طرف ميگه آت و آشغال! يارو کلي جريمش مي کنه. سال بعد مياد ميگه چي ميدي به گاوات؟ طرف ميگه جوجه کباب، چلوکباب، پيتزا! يارو دوباره کلي جريمش مي کنه. سال بعد بازم مياد ميگه چي ميدي به گاوات؟ اين دفعه طرف ميگه والا اول صبح نفري هزار تومن بهشون ميدم برن هر چي دوست دارن بگيرن بخورن!! -------------------------------------------------------------------------------- به پشه ميگن: چرا زمستون پيداتون نيست؟؟؟ ميگه: نه اينکه تابستونا خيلي برخوردتون خوبه!!

ارسال شده در ۲۰:۵۵:۳۹ شنبه ۹۱/۰۶/۰۴

جوک جدید میگوید :

یه دوست دختـــــــــــرم نداریـــم عاشقش بشیم ، قصد ازدواج پیدا کنیم بعد مثل فیلما باباش دسته چک ایناش رو در بیاره به ما بگه چه قدر برات بنویسم دست از سر دخترم برداری !؟؟ بعد ما بگیم عشق رو نمیشه با پول خرید .. من به خاطر پول عاشق نشدم .. بعد پدرِ دختره بگه 100 ملیون می‌دم بهت ! منم بگم هر چی‌ شما بگین پدر جان ، من رو حرفِ بزرگ ترا حرف نمیزنم.. فقــط حـامــل باشه لــدفــن =))))) يه همچيـن آدم عـاشقـي هستيــم مــا .. محمد ِ عـــآشـق !!

ارسال شده در ۲۱:۳۸:۳۶ سه شنبه ۹۱/۰۶/۰۷

جوک جدید میگوید :

استاد میگه چرا سمت راست کلاس همیشه شلوغ تر از سمته چپه، گفتیم چون وایرلس اینور بهتر آنتن میده! بنده خدا دچار یاس فلسفی شد!

ارسال شده در ۲۱:۳۸:۵۱ سه شنبه ۹۱/۰۶/۰۷

جوک جدید میگوید :

ازدواج نکنید اما اگر خدای نکرده ازدواج کردید واسه زناتون ماشین ظرف شویی نخرید از نعمت بغل کردنشون موقع ظرف شستن محروم میشید !

ارسال شده در ۲۱:۳۹:۰۸ سه شنبه ۹۱/۰۶/۰۷

جوک جدید میگوید :

*به بابا میگم می‌خوام برم سمت گیاهخواری، نظرت چیه؟! بابام: آفرین، خیلی هم خوبه، مگه تو چیت از بـُـز کمتره؟!!

ارسال شده در ۲۱:۳۹:۲۶ سه شنبه ۹۱/۰۶/۰۷

جوک جدید میگوید :

طرف دندونش درد می کرده میره دکتر میگه: همه رو بکش بجز اونی که درد می کنه ! دکتر میگه چرا ؟ میگه: بذار مثل سگ تنها بمونه !

ارسال شده در ۲۱:۳۹:۴۵ سه شنبه ۹۱/۰۶/۰۷

تینا میگوید :

یه زمانی یه تلفن خونه بود، وای میستادیم باباهه بره سره کار مامانِ بره بازار ما یه زنگ به دوس دُخترمون بزنیم، هَمشم با استرس، همیشه هم قبضِ تلفن که مییومد کُلی بارمون میکردن. حالا داییم و زن داییم دارن میرن مسافرت، به پسر داییم میگه، پونه (دوس دُخترش) زنگ زده بود، بهش گفتم این مدت که ما نیستیم بیاد بهت سر بزنه مواظبت باشه... من :| ینی تمامِ مدت نیم خیز آماده بودم از بابا مامانش گِله کنه، جُف پا برم تو شیکمش ..... دهه شصتیا میدونن من چی میگم :| تیمهای لیگ برتر رو می بینی، شک می کنی جدول لیگ برتره یا جدول مندلیفه آلومینیوم فولاد مس ذوب آهن نفت دختره ابروشو تتو کرده! دماغشو عمل کرده! گونه گذاشته!! تو لباشم از این کوفتیا تزریق کرده!! در حد عروسم آرایش می کنه! خُب ایشون داره واضح نشون میده که حالش از خودش بهم می خورده دیگه!!! کـلاً کوبیــده از اول ساختـه!! والا....!!!

ارسال شده در ۱۷:۵۹:۲۰ سه شنبه ۹۱/۰۷/۲۵

پوپک میگوید :

با دوستم چت می‌کردم. گفت: موزیک چی گوش میدی؟ گفتم: داریوش گفت: داریوش رو باید وقتی رو موتوری و باد تو صورتت می‌خوره و پهلوت چاقو خورده و خونت داره میره گوش بدی!!!! من: :| داریوش: :| چاقو: :| موتور: :| باد: :| ابوالفضل پورعرب: :| کیمیایی: :| همه وهمه.....:| طرف اس ام اس داده که اگه این اس ام اس رسید یه میس کال بزن اگه نرسید دو تا میس کال بزن! دو تا میسکال زدم بهش بعد نوشته دهن این ایرانسل سرویس که هیچوقت اس ام اس ها نمیرسه!!! آخه آدمم اینقد اولاغ؟؟؟ ... دارم فکر میکنم آمریکا از چی می ترسه حمله نمیکنه؟؟؟؟

ارسال شده در ۱۸:۰۱:۳۷ سه شنبه ۹۱/۰۷/۲۵

پوپک میگوید :

یارو 95 سال عمر کرده بعد که می میره مینویسن: به دیدار حق شتافت !! خو این کجاش شتافته؟ اینو که به زور بردن .............! آرایش چیست: لایه ای ضخیم كه لولو را به هلو تبدیل میكند! حیف نون میره جوراب فروشی و میگه: آقا من جوراب می خوام . فروشنده میگه: مردونه؟ غضنفر هم دستش را دراز میکنه و دست میده و میگه: مردونه پسر داییم تو کنکور ۱۰۰تا مونده به آخر شده بعد داییم شیرینی پخش کرده به داییم میگم چرا خوشحالی حالا؟ گفت : آخه فک نمیکردم ۱۰۰نفر از این خنگ تر باشن من ... داییم پسر داییم :@

ارسال شده در ۱۸:۰۳:۱۰ سه شنبه ۹۱/۰۷/۲۵

نیکا میگوید :

شیخ و مریدانش در سفر بودند که به شهری رسید که مردمانش بت می‌پرستیدند. پس هنگامی که مردم خواب بودند، شیخ تبر برداشت و تمام بت ها را شکانید الا یکی و تبر را در دست بت بزرگ گذارد. فردا صبح مردم نزد شیخ آمدند و گفتند: تو بتارو شکوندی؟ شیخ گفت: ای بابا! از کجا فهمیدین؟ مردم گفتند: بت بزرگ چپ دست بود! تبرو دادی دست راستش. شیخ و مریدان خشتک به دهان گرفته و فرار را بر قرار ترجیح بدادند داشتم واسه امتحان میان ترم توو خونه تقلب مینوشتم...یهو دیدم مامانم بالا سَرمه... اومد تقلب رو پاره کرد.. مونده بود چی بگه....... گفت: ما تو این خونه نماز میخونیم

ارسال شده در ۱۸:۰۴:۵۵ سه شنبه ۹۱/۰۷/۲۵

سورنا میگوید :

یه دوستی داشتم که اصلن اهل این سوسول‌بازیا و تقلب و این حرفا نبود. یه روز قبل از امتحان یه چاقو میزاشت جیبش میرفت دم خونه‌ی استاد ما شالله الان مهندس قابلی هم شده... طرف پست گذاشته که : \"ملت دو ساعت خونه خالي گيرشون مياد،دنيا رو تو همون دو ساعت فتح مي کنند. من يه هفته خونه خالي دارم مفيد ترين کارايي که کردم، اينه که تو خونه با شورت مي گردم و وقتي مي رم حموم يا دستشويي در رو باز مي ذارم\" بعد يکي خيلي خالصانه اومده زيرش کامنت گذاشته که : \"با پارچ هم آب بخور خيلي حال ميده \" :| فکر کنم تحریمها داره جواب میده داره رعدوبرق میزنه مامانم می خواد بره پشت بوم لباسارو جمع کنه... میگه وای چه رعدو برقی نکنه برق بگیرتم ؟! بهم میگه :تو پاشو برو من :| مامانم... داداشم.... من بچه سره راهیم میدونم :( دختره پست گذاشته : مُردم از تنهایی ... پسره زیرش نوشته : نشونی بده با بچه محلا بیایم خونتون از تنهایی در بیای !!! واقعا این پسرای با معرفت كه به فكره بچه محلاشون هستن رو می بینم بغضم میگیره ... ببخشید اشك نمی زاره مانیتورو ببینم ...

ارسال شده در ۱۸:۰۷:۲۴ سه شنبه ۹۱/۰۷/۲۵

سیمین میگوید :

وسط گرما داشتم پیاده میرفتم خونه دیدم یکی داره بوق میزنه برگشتم دیدم بابام رد شد دست تکون داد رسیدم خونه بهش میگم چرا نگه نداشتی؟ میگه ماشین تازه خنک شده بود اگه سوار میشدی هوای گرم میومد تو! من:-l کولر:-> گرما:-| بابام:-)) هر کی به ما گفت \"خوش تیپ \" برگشتیم دیدیم یا حراست دانشگاست یا گشت ارشاد مسابقه پیامکی ایرانسل(هر پیام 75تومان) برنده: هر روز لپ تاپ سوال 1: اب خوبه؟ بله 2:درخت چه رنگ است؟سبز 3:اهن سفت تره یا پنبه؟ اهن . . . . . . سوال آخر: شخصی که نظریه بوروکراسی پست مدرن را باب کرد که بود و اون روز تو خلوت خودش به چی فکر میکرد؟؟؟!؟!!؟

ارسال شده در ۱۸:۰۸:۳۴ سه شنبه ۹۱/۰۷/۲۵

NARGES میگوید :

یکی از رفقا گفت: رفتم خونهٔ مادربزرگم بنده خدا چشمهاش دیدش کمه، از زیر اون عینک تأستکنیش نیگام کردو‌ گفت: لیدا توی؟ میگم نه من وحیدم میگه فکر کردم حمیدی!!! _من:| -عینک مامان بزرگ:| لیدا:| حمید:| وحید:| سازمان ثبت احوال:|

ارسال شده در ۲۰:۱۴:۲۲ جمعه ۹۱/۰۷/۲۸

NARGES میگوید :

رفته بودم مصاحبه براي استخدام! ازم پرسيدن: امسال سال چيه؟ گفتم: نهنگ! پاشو برو بعدي بگو بياد!!! اعصاب ندارنا . . . مگه نهنگ نیست ؟:|

ارسال شده در ۲۰:۱۴:۴۱ جمعه ۹۱/۰۷/۲۸

NARGES میگوید :

به سلامتي سوسكي كه وقتي وارد ميشه همه خانوما جلو پاش بلند ميشن و جيغ ميكشن!!

ارسال شده در ۲۰:۱۵:۰۰ جمعه ۹۱/۰۷/۲۸

NARGES میگوید :

ملت رو برق میگیره مارم . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . گشت ارشاد میگیره... پلیس آگاهی میگیره... مبارزه با مفاسد میگیره... مبارزه با مواد مخدر میگیره... سازمان اطلاعات میگیره... سازمان محیط زیست میگیره... شهرداری و آب و فاضلاب و اداره برق میگیره... پلیس 110 میگیره... امنیت اخلاقی میگیره... امنیت ملی میگیره... رگ سیاتیک میگیره... کلانتری سر محل میگیره... اایا بهتر نیست خودمون برق سه فاز صنعتی با آمپراژ بالا رو بغل کنیم ؟؟؟ :)))))))

ارسال شده در ۲۰:۱۵:۲۶ جمعه ۹۱/۰۷/۲۸

NARGES میگوید :

عکس های داغ, لو رفته و خصوصی از بازیگران . . . . . . . . . . . . به چه درد میخوره؟ تا کی میخوایم تو زندگی اینا سرک بکشیم؟ بهتر نیست به زندگی خصوصی همدیگه احترام بذاریم؟

ارسال شده در ۲۰:۱۵:۴۳ جمعه ۹۱/۰۷/۲۸

NARGES میگوید :

تو قطار پسره به نامزدش ميگه رفتيم تونل همينكه گفتم نون بده لبتو بيار جلو تا بوست كنم! از تونل اومدن بيرون پسره پرسيد چند تا نون دادي؟ دختره گفت : 4 تا ! پسره گفت : من كه فقط يه دونه گرفتم! غضنفر از پشت ميگه: ديدم نونوايي خلوته منم 3 تا گرفتم!!

ارسال شده در ۲۰:۱۶:۰۵ جمعه ۹۱/۰۷/۲۸

مونا میگوید :

طرف قد 2 متر و نیم، وزن 140، بازوش دور کمر من، فاقد هرگونه چربی تو تلویزیون اومده می گه توصیه من به جوونا اینه که از مکمل ها استفاده نکنند خودِ لامصبت آخه با نون و پنیر اینجوری شدی؟ - از مارمولک له شده زشت تر، پسربچه تو سن بلوغه. اصلا مثل کوبیسم می مونه، هیچیش به هیچیش نمیاد - دیشب که خوب می خوردین این چی چیه آوردین؟ (گروه بانوان در مراسم پاتختی در هنگام باز کردن کادو) - زندگی همیشه در جریانه ولی ما رو در جریان نمی ذاره! - جای خالیش را نه کتاب پر می کند، نه قهوه، نه حتی سیگار، من دلم آی فون 5 می خواهد. - یه سوال ذهن منو مشغول کرده چرا شلوار سفید می پوشی خاکی میشه رنگش سیاهه؟ ولی وقتی شلوار مشکی می پوشی خاکی میشه رنگش سفیده؟ - یکی می ره به شیرینی فروشه می گه این شیرینی کشمشیا چرا توش کشمش نیست؟ یارو میگه شما شیرینی ناپلئونی می خرین لای هر کدومش ناپلئونه؟ - اونقدری که من بالش زیر سرمو تا صبح می چرخونم، اگه به جاش توربین بود می تونستم برق کل روستاها رو تامین کنم! - یکی از بزرگترین لذت های دوران کودکیم این بود که دستمو تا آرنج بکنم تو کیسه برنج! آی حال می داد. - اینایی که با یه جمله مسیر زندگیشون عوض میشه، فرمون زندگیشون هیدرولیکه فک کنم - «شام چی درست کنم؟» اولین جمله مامانم در حین جمع کردن سفره ناهار - بابابزرگم لپ تاپم رو دیده می گه چندتا قُوّه می خوره؟! - همه نیمه گمشده و مکمل شونو پیدا کردن ،ما هنوزمتمم مون روهم ندیدیم! به 30 درجه هم راضی شدیم دیگه! نبود؟ یه 10 درجه ... !؟ - پسورد وایرلسمو دو روزه عوض کردم کلا محبوبیتمو تو همسایه ها از دست دادم! یکی یکی سرد و سردتر می شن. نگرانم دسته جمعی یه حرکتی بزنن. امروز یکیشون بلند به اون یکی می گفت نامرد نذاشت فیلممو کامل دانلود کنم! - تو صف نون بودم دیدم دوتا پسر هفت هشت ساله سر نوبت با هم بحث می کردن. اولی: برو بابا! دومی: به من نگو بابا به من بگو عمو، وقتی می گی بابا من نسبت بهت احساس مسئولیت پیدا می کنم! - ضربه روحی که یخچال خالی به من وارد می کنه، عشق دوران جوونیم نتونست وارد کنه. - تنها موجودی که با نشستن به موفقیت می رسد مرغ است. - یک بنده خدایی می گفت: حالا درسته ما قصد ازدواج نداریم ولی خب آخه یه خواستگار نباید بیاد برامون؟ - یه بار یه دویستی دادم به گدائه، گدائه گفت: خدای نکره یه وقت لازمت نشه؟! - یارو دو دقیقه پیش زنگ زده خونه به جای اینکه من بگم شما، اون میگه شما؟ منم گفتم ببخشید اشتباه برداشتم! - یه روز رفتم شلوار بخرم فروشنده یه شلوار آورد خوب نبود. گفتم این خیلی خزه، مگه اسکلم اینو بپوشم؟ فروشنده از پشت پیشخون اومد اینور دیدم همون شلوار پای خودشه! - آیا می دونین اولین کسی که عبارت «مردا همه مثل همن» رو به کار برد، یه زن چینی بود که شوهرشو تو بازار گم کرده بود؟ - اگه قراره با دمپایی ابریِ خیس تو دهنِ کسی زده بشه، اون کسی نباید باشه جز پسری که با صدای بچگونه حرف می زنه! - پسرخالم کلاس دوم تو امتحانشون یه سوال داشتن که گفته بود: آیا می دانید رود هیرمند به کدام دریا می ریزد؟ اینم نوشته بود: بله می دانم! معلم خوشش اومده بود نمره کامل داده بود. - به کافه چی گفتم همان همیشگی ... گفت زر نزن، مثل آدم بگو چی می خوری! - پسرا هجده ماه میرن خدمت، اندازه 18 سال خاطره تعریف می کنن! لامصبا همشونم قهرمان پادگان بودن. - خیلی پیش اومد خودمو به سرماخوردگی زدم که مدرسه نرم ... اما من هنوز موندم اون دکتری که منو معاینه می کرد و می گفت: مریضی و چند جور قرص و دوا می نوشت تا خوب بشم، مدرکشو از کجا گرفته بود! - آخه من نمی دونم این W چیه تو لغات این دهه هفتادیا و هشتادیا ... می نویسن …ba W she, a Wre, ba Wba کی مدرسه ها باز میشه راحت شیم - معلوم نیست این درس عبرت چند واحده، لامصب تموم نمیشه - از کلید محترم «پ» در کیبورد می خواهیم یه جارو مشخص کنه واسه خودش و همیشه همونجا بتمرگه که تو هر کامپیوتری جاش عوض نشه - ولی خداییش بیاییم ظاهربین نباشیم. بعضیا ممکنه در ظاهر بی شعور به نظر بیان اما وقتی باشون می گردیم و بیشتر می شناسیمشون می بینیم که باطنن هم بی شعورن! - وقتی پشت آیفون می پرسیه «کیه؟» 95 درصد مردم میگن «باز کن»، 5 درصد باقیمونده هم میگن «منم» - یکی از اشتباهاتمون اینه که گاهی کسایی رو تو زندگیمون راه می دیم که تو طویله راهشون نمی دن - خیلی دوست دارم یکی از استادام رو در حال خنده تو خیابو ببینم، برم پیشش بگم «چیز خنده داری هست بگو ما هم بخندیم!» - سال ها گذشت و گذشت و گذشت و ساندیس ها کماکان تولید شدند و تولیدکنندگان نوشتند از «اینجا» باز کنید و مردم همچنان از «آنجا» باز کردند! - اینایی که از پاییز بد میگن، بعدازظهرای پاییزی نرفتن تو حیاط خلوت بشینن، یه استکان نسکافه بخورن که بفهمن پاییز یعنی چی - طرف شش ماهه دماغشو عمل کرده هنوز چسب میزنه! اینا همونان که برچسب تلویزیون و مایکروفر و پلاستیک صندلی ماشیناشون رو نمی کنن - ترسناکترین لحظه دنیا لحظه ای که سوار یه تاکسی خالی می شید و راننده دیگه مسافری سوار نمی کنه. حتی مسافرایی که هم مسیر شما هستن! - ته دیگ طلایی رنگ خوشمزه هم نشدیم دو نفر سرمون دعوا کنند. شلغم نشدیم یکی کوفتمون کنه خوب شه. ویرگول هم نشدیم هر کی بهمون رسید مکث کنه. بچه مردم هم نشدیم ملت ما رو الگوی بچه هاشون قرار بدن. قره قوروتم نشدیم دهن همه رو آب بندازیم - هیچ لذتی بالاتر از این نیست که یه تیکه از سرعتگیر کنده شده باشه و آدم بتونه دوتا چرخ ماشینشو از اونجا رد کنه - غیرممکنه توی مدرسه های اینجا درس خونده باشی و این جمله رو نشنیده باشی: «ببینید همه تون صفر بشین، یه دوزاری از حقوق من کم نمی کنن، همه تون 20 هم بشید یه دوزاری به حقوق من اضافه نمی کنن!» - یه همسایه پیری داریم، کلیپ کامران و هومن و دیده میگه چقدر این زن و شوهر بهم میان! - اگر زن ها دنیا رو می گردوندن هیچ جنگی وجود نداشت فقط چندتا کشور با هم قهر بودن و حرف نمی زدن! - حساب کنید قیافه دخترای دوران حافظ و سعدی چه جوری بوده که خال کنج لب یار آپشن محسوب می شده! - این یکی رو هیچ وقت نفهمیدم واسه چی یاد گرفتم. می خوام بدونم کسی هست «ب.م.م» و «ک.م.م» (ریاضی) در طول زندگیش به دردش خورده باشه؟ - پیر شدم آخرش نفهمیدم کاربرد مداد سفید تو جعبه مداد رنگی چی بود - این روزا آدم جرات نداره با یکی درد دل کنه. یارو تا بهت ثابت نکنه از تو بدبخت تره ولت نمی کنه - از مزخرف ترین اتفاقات نصفه شبا، این صدای شکسته شدن قولنج وسایل خونه ست. مخصوصا تلویزیون و وسایل چوبی هی شبا قولنج شون می شکنه، آدم لوزالمعده اش میاد تو حلقش! - ماکارونی عزیز با سلام لطفا از قیمه یاد بگیر. اونم مثل تو نارنجیه ولی دور دهنمونو به شعاع پنجاه سانت رنگ آمیزی نمی کنه! - نسل ما جوراب زنونه مشکی آویزون به شیر حموم دیده - می خوام گلکسی نوت بخرم، نه به خاطر امکاناتش، نه به خاطر کیفیتش بلکه به خاطر سایزش. آخه تنها گوشی موجود دربازاره که از سوراخ توالت رد نمیشه! یعنی عمرا بیفته توی چاه - این آینه آسانسور معلوم نیست چه نیرویی توش نهفته که آدمو وادار به شکلک درآوردن می کنه - کاش می شد فهم و شعور را سهمیه بندی کرد. حداقل بعضی ها ماهی 60 لیتر شعور بهشون تزریق می شد. - سوالات رایج مربوط به موبایل: سال 76: آنتن دهیش چطوره؟ سال 79: چقدر شارژ نگه می داره؟ سال 82: دوربینم داره؟ سال 85: دوربینش چند مگاپیکسله؟ صداش چطوره؟ سال 88: تاچه؟ یا از این معمولیاس؟ سال 91: آندرویده؟ سال 94: اخلاقش چطوره؟! سال 1400: درکت می کنه یا نه؟ سال 1403: به اندازه کافی بهت توجه می کنه؟ یا می خوای باهاش بهم بزنی؟

ارسال شده در ۱۶:۲۸:۲۳ پنجشنبه ۹۱/۰۸/۰۴

بهزاد میگوید :

روزی مردی تصمیم گرفت به دریا برود تا تمام غم و قصه هایش را به دریا بسپارد... . . . . . . . . . . . ولی هرکاری کرد زنش سوار قایق نشد!

ارسال شده در ۲۰:۰۷:۴۱ پنجشنبه ۹۲/۰۹/۲۱

بهزاد میگوید :

روزی مردی تصمیم گرفت به دریا برود تا تمام غم و قصه هایش را به دریا بسپارد... . . . . . . . . . . . ولی هرکاری کرد زنش سوار قایق نشد!

ارسال شده در ۲۰:۴۰:۳۲ پنجشنبه ۹۲/۰۹/۲۱

مهناز میگوید :

بعضی ها آنقدر قشنگ دروغ میگن که آدم حیفش میاد باور نکنه!!!

ارسال شده در ۱۰:۱۲:۱۳ دوشنبه ۹۳/۰۳/۲۶

نه میگوید :

یه روز یه ... نداریم از این حرفها برو گورت رو گم کن!

ارسال شده در ۱۵:۳۸:۱۵ جمعه ۹۳/۰۸/۱۶

رویا میگوید :

یه روز سه تا لاک پشت تصمیم میگیرن برن تو جنگلهای شمال چیپس و ماست بخورن، هر سه راه میفتن بعد هفت سال میرسن جنگل، یه جای خوب رو انتخاب میکنن و چیپس رو درمیارن که بخورن ولی یدفه میبینن که ماست یادشون رفته، شروع میکنن به جرو بحث کردن تا یکی انتخاب بشه و بره و بیارتش ، سومی میگه من نمیرم اگه برم شما ها چیپس رو میخورین میدونم، اولی و دومی قول میدن که نخورن ، هفت سال باهم بحث میکنن بالاخره لاک پشت سومی راضی میشه تا بره، سومی میره، هفت سال میگذره برنمیگرده، چهارده سال میگذره برنمیگرده، بیست و یک سال میگذره برنمیگرده، اولی میگه انگار دیگه برنمیگرده دومی میگه اره بیا چیپس رو همینجوری بخوریم، همینکه خواستن چیپس رو باز کنن تا بخورن یدفه سومی از پشت درخت بیرون پرید و گفت، خوب مچتونو گرفتم دیدین گفتم اگه من برم میخورین، من نمیرم

ارسال شده در ۱۳:۰۰:۴۱ دوشنبه ۹۳/۱۰/۲۹

علیرضا افتخاری میگوید :

یکی از همسایه هامون نصفه شبی با مشتش داشت میکوبید به دیوار اطاقم حالا خوبه من خواب نبودم داشتم پیانو تمرین میکردم ملت چی بی فرهنگ شدن نصفه شبی مزاحم تمرین ادم میشن :))

ارسال شده در ۱۷:۵۶:۴۳ شنبه ۹۴/۰۳/۱۶

سیم کالا میگوید :

ه سلامتي سوسكي كه وقتي وارد ميشه همه خانوما جلو پاش بلند ميشن و جيغ ميكشن!!

ارسال شده در ۱۲:۳۷:۳۰ چهارشنبه ۹۵/۰۱/۱۸

نام و نام خانوادگی *
پست الکترونیک *
متن پاسخ *
آیا شما روبات هستید؟ :